حاجى زين العابدين مراغه اى
92
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى )
گفت : « من شنيدم در مصر تمامى متمولين رعيت ايران ترك تابعيت كرده ، خودشان را به ديگر دولتها بستهاند . » عرض كردم : « غير از بنده . » نيمخندى كرد و نشست و به من هم امر به نشستن فرمود . باز در اينجا استدعا كردم كه عرايض مرا تا آخر بشنود . گفت : « پاى قهر در ميان نيست ، مشروط بر اينكه سخن ياوه و بىمعنى نباشد . » عرض كردم : « بنده هرچه گفته باشم همه از روى تعصب ملى است ، چيز ديگرى استدعا نمىكنم . » گفت : « بگو ببينم ! » گفتم : « جناب وزير ! از شما سؤال مىكند يك نفر غريب و متعصبى از ملت ايران سبب فصاحتى كه در ممالك خارجه كونسولهاى شما مىكنند . آيا خبر داريد يا نه ؟ تا چند اين تذكرهاى دولت ، كه نمايندهء تابعيت ملت ايران در انظار خارجه است ، مانند كاغذ دواپيچ عطاران بىقدر و بىاعتبار خواهد شد ؟ تا كى اين برات شرف ملى ما مثل كاغذ گنجفه در محال متعدده به فروش خواهد رسيد ، آنهم به قيمتهاى متفاوت ؟ مثلا در طهران پنج قران ، در تبريز يك تومان ، در كنار ارس يك تومان و نيم ، در قفقاز چهار منات و نيم ، در خاك عثمانى هفتاد و پنج غروش . و گذشته از اينها ، مأمورين شما در همهجا به هر دزد و دغل و بىسروپايى از تبعهء خارجه كه چند غروشى بدهد اين تذكرهها را خواهند فروخت كه در تمام ممالك عثمانى و روس و حتى در فرنگستان به نام تبعهء ايران دزدى و انواع فضاحتها را مرتكب شده ما را در ميان هفتاد و دو ملت رسوا نمايند . و در بعض جاها كه به چنگ حكومتها افتادند ، پس از تحقيقات معلوم شود كه آن دزد و جيببر يا از ارامنه يا گرجى قفقاز بوده يا از راهزنان و چپاولان عثمانى كه كونسلهاى ما آن تذكره را به ايشان فروختهاند . آيا با اين حال عظمى ، براى آن كونسل و يا اعتبارى براى آن تذكره - كه داراى نشان و علامت دولتى و ملتى ماست - باقى خواهد ماند ؟ آيا رواست كه بعض سفراى شما هم دانسته و فهميده در مقابل چند ليراى مردار و متعفن از مقام بلند خودشان خجالت نكشيده مرتكب اين فضاحت بزرگ بشوند ؟ اين رشوت مشئوم تا چند از مأمورين شما مانع هرگونه مؤاخذه و مسئوليت خواهد بود ؟ عجبا ! هنوز وقت آن نرسيده است كه جلو اين رسوايىها گرفته شود و دولت و ملت از زير اين بار گران بدنامى و ننگ رهايى يابد ؟ تا چند كونسلهاى دول خارجه به سبب اين بىنظمىها در وطن ما فعال مايريد بوده بالعكس كونسلهاى